سفارش تبلیغ
صبا ویژن
چشم ، نشستنگاه را چون رشته سر بند است چون خواب در چشم آید بند بسته بگشاید . [ و این از استعاره‏هاى شگفت است . گویى نشستنگاه را به آوند و چشم را به سر بند همانند فرموده و چون سربند بگشاید آنچه در آوند است برون آید ، و این سخن در گفته مشهورتر و ظاهرتر از سخنان پیامبر ( ص ) است و گروهى آن را از امیر مؤمنان علیه السّلام دانسته‏اند و از جمله گفته مبرد است در کتاب مقتضب در باب لفظ به حروف و ما در کتاب خود که مجازات آثار نبوى نام دارد از این استعاره سخن گفته‏ایم . ] [نهج البلاغه]
 
پنج شنبه 87 اسفند 1 , ساعت 1:58 عصر

محبت در رگ و در پوست داریم            حسین بن علی را دوست داریم

قیامت جز حسین غوغا ندارد                 شفاعت بی حسین معنا ندارد

اگر آید هزاران یوسف از راه                        حسین بن علی همتا ندارد

محبت در رگ و در پوست داریم            حسین بن علی را دوست داریم

سرش در روز محشر بی کلاه هست    کسی که چون حسین مولا ندارد

حسینی باش تا محشر نگویند                       چرا پرونده ات امضا ندارد

اگر پرونده ات امضا ندارد                               رضایت نامه از زهرا ندارد

محبت در رگ و در پوست داریم            حسین بن علی را دوست داریم

محبت در رگ و در پوست داریم                امیرالمومنین را دوست داریم

در این میخانه زاهد جا ندارد                           علی مرتضی همتا ندارد

علی گفتن دلیل ره نبردی است           علی گفتن کمال راد مردی است

تشیع بهترین فرهنگ دنیاست                  ملاک آدمیت عشق مولاست

محبت در رگ و در پوست داریم                  امیرالمومنین را دوست داریم


پنج شنبه 87 اسفند 1 , ساعت 1:8 عصر

سال ???? در شهرستان خوی از شهرستانهای اذربایجان شرقی و در خانواده ای متدین و از سلاله حضرت زهرا (س) پسری به دنیا امد که نامش را (محمد جواد ) نهادند. پدر سید محمد جواد (میر حبیب ذاکر) نام داشت که وی از مداحان بااخلاص شهرستان خوی بود. مادر وی که زنی مومنه واز سادات بود در همان دوران کودکی سید محمد جواد دارفانی را وداع گفت و سید محمد جواد از دوران کودکی از مهر مادری بی نصیب بود . وی تا پایان دوران تحصیلی متوسطه در خوی بود و مداحی که در ریشه خاندان وی ریشه داشت را هم ادامه داد. بعد از پایان تحصیلات برای کسب علوم حوزوی راهی قم شد و در مدرسه علمیه رضویه مشغول به تحصیل شد و مداحی را نیز ادامه داد. سید محمد جواد پرچم دار سبکهای جدیدی از مداحی بود که بسیاری از مردم الالخصوص جوانان را به سوی هیئت ها میکشاند حتی جوانانی که تا قبل از ان انسی با هیئت ها نداشتند. خیلی سریع نام( سید ذاکر) بر سر زبان ها افتاد و در دل خیلی از دوستدارانش جای گرفت.همین امر باعث شد بسیاری از افراد و جریانات که موقعیت خود را در خطر میدیدند و به وی حسادت میکردند برای وی مشکل ایجاد کنند تا جایی که سید مجبور به ترک مدرسه رضویه شد و تنها به مداحی ادامه داد. برای مداحی سید در تهران مشکل ایجاد کردند و در قم هم برای وی محدودیت ایجاد کردند . سید به هیئت دارالمومنین کاشان رفت از انجا به اصفهان و بعد از مدتی مجددا" به کاشان بازگشت و گهگداری در قم هم مداحی میکرد . ضمن اینکه سید بعد از ازدواج در قم و در شهرک قدس در منزلی اجاره ای سکونت داشت. سید جواد خلوص نیت عجیبی داشت . بسیار فروتن و متواضع .به تهمت ها و افترای که به وی داده میشد جوابی نمی داد و از غیبت و تهمت زدن به دیگران دوری میجست. میر حبیب ذاکر پدر سید محمدجواد به دیار باقی شتافت و برای اخرین بار سید برای شرکت در مراسمات ترحیم پدر به خوی رفت .و این اخرین حضور وی در زادگاهش بود . زیرا خیلی سریع علایم بیماری سرطان در وی هویدا شد . بعد از سپری کردن دوران شیمی درمانی برای اولین بار سید در روز عید غدیر در هیئت جنت الحسین (ع) حضور پیدا کرد و اخرین حضور وی روز ?? و ?? صفر در سال ?? در مشهد مقدس و در حضور هیئت زنجانیها بود . بیماری سید به اوج رسید و وی در اوایل خرداد ماه در اثر از کار افتادن سلولهای مغز در کما فرو رفت و بعد از حدود ?? روز در ساعت ? بامداد شانزدهم تیر ما ه ???? به دیدار معبودش شتافت. پیکر زند یاد ذاکر در مقابل حرم حضرت معصومه (س) و در قبرستان (نو ) و در کنار قبر رسول ترک ارام گرفت. سید جواد ذاکر حق عظیمی بر جوانان علاقه مند به اهل بیت دارد. واینک با هر بار شنیدن صدای باصلابت این فرزند زهرا (س) فاتحه ای نثار روحش کنیم.



لیست کل یادداشت های این وبلاگ